welcome to O R D A D A K MA H I
شراب خون
نیست یاری تا بگویم راز خویش ناله پنهان کرده ام در ساز خویش چنگ اندوهم، خدا را زخمه ای زخمه ای تا برکشم آواز خویش بر لبانم قفل خاموشی زدم با کلیدی آشنا بازش کنید کودک دل رنجۀ دست جفاست با سرانگشت وفا نازش کنید پر کن این پیمانه را ای هم قفس پر کن این پیمانه را از خون او مست مستم کن چنان از شور می باز گویم قصۀ افسون او فروغ
نیست یاری تا بگویم راز خویش
ناله پنهان کرده ام در ساز خویش
چنگ اندوهم، خدا را زخمه ای
زخمه ای تا برکشم آواز خویش
بر لبانم قفل خاموشی زدم
با کلیدی آشنا بازش کنید
کودک دل رنجۀ دست جفاست
با سرانگشت وفا نازش کنید
پر کن این پیمانه را ای هم قفس
پر کن این پیمانه را از خون او
مست مستم کن چنان از شور می
باز گویم قصۀ افسون او
فروغ
نوشته شده توسط ماهی کوچولو در شنبه بیست و پنجم خرداد 1387 ساعت 7:34 | لینک ثابت |
کلیه ی حقوق این وبلاگ توسط ماهی کوچولو محفوظ است.طراحی شده توسط مسعود.